دختری که تنهاش گذاشتی)

بیا دلمون برای هم تنگ نشه!

دلم برایت تنگ شده... 💔

" قصه ی چشمهات که خونه ام و خراب کرد...قلبم و ویران کرد...چشمام و کور کرد...قصه ی لبهات قرار بود با من چکار کنه؟لبهایی که اون شب بعد از مدتها فریاد میزد "بمون" تو با این لبهای به من فرصت جنگیدن دادی... و من باید از این جنگ سربلند بیرون میومدم." کیم تهیونگ،۲۸ نوامبر ۱۹۹۱ ...
11 تير 1401
1